نیـم‌نـگاه
برداشت‌ها و یادداشت‌ها
Monday، August 10، 2009
انحطاط

از 23 خرداد 88 تلویزیون نمی بینم ( به جز سریال پرستاران)، قبلا هم البته زیاد نمی دیدم. حالا همان گهگدار را هم نمی بینم، نمی خواهم اجازه بدهم کسی مغزم را پر کند با هر چیزی که او می خواهد.

حالا تصمیم گرفته ام رسانه های مکتوب را هم کم تر دنبال کنم. این جوری هم به کارهای مفیدتری می رسم و هم از این حجم عظیم و سرسام آور «دروغ» و کثیفی نجات می یابم. وقتی هر کسی هر حرفی ممکن است بزند، وقتی هر کسی می تواند با وقاحت در مورد چیزهایی دروغ بگوید که اظهر من الشمس است، یا با خیال راحت و فارغ از هر قید و بند اخلاقی دروغ هایی بگوید که هیچ ابزار مطمئنی برای سنجش راست و دروغ اش وجود ندارد، وقتی هر کسی بنا به منفعتی ممکن است امروز چیزی بگوید و فردا بنا به منفعتی دیگر تکذیب اش کند، وقتی .... چرا باید وقت ام را برای خواندن چنین حرف های بی ارزشی تلف کنم؟ بگذار دست کم با «بستن» چشم های ام این همه آدم حقیر را نبینم، بگذار فرض کنم دور و برم این همه زشت نیست، بگذار فکر کنم هنوز می شود زندگی را تحمل کرد ... بگذار زندگی کنم...

برچسبها: , ,

Comments: "
دلم واسه قلم نوشتنت تنگ شده بود ها! بازم مثل هميشه پست هات عالي بودن. مخصوصا " ميچسبونيم به سقف" آقاي رييس جمهور :)
fereshte
 
" "
شما به یک بازی وبلاگی دعوت شدین.
 
" ارسال يک نظر
2 Comments:
Anonymous ناشناس said...
دلم واسه قلم نوشتنت تنگ شده بود ها! بازم مثل هميشه پست هات عالي بودن. مخصوصا " ميچسبونيم به سقف" آقاي رييس جمهور :)
fereshte

Anonymous سالار said...
شما به یک بازی وبلاگی دعوت شدین.