‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها

۱۷ اردیبهشت، ۱۳۹۴

طرح براي كودكان و نوجوانان

تصويرگري كتاب كودك و نوجوان به نظرم از آن كارهاي سخت است. با اين حال هميشه سوالي در ذهن ام بوده: بعضي كتاب هاي كودكان و نوجوانان تصاوير هنرمندانه اي دارند، فرم ها و رنگ هاي خاص يا محدود، آيا اين تصاوير واقعا همان قدر كه تصاوير كارتوني رنگ رنگ كتاب داستان هاي عامه پسند قطع خشتي كه در سوپرماركت ها و كيوسك هاي روزنامه مي فروشند، براي بچه ها جذاب هست؟ نمي‌دانم بقيه چه خاطره‌اي دارند، اما راست اش من وقتي بچه بودم اين تصاوير هنري سياه و قهوه‌اي و اغراق شده يا كمي آبستره چنگي به دل‌ام نمي‌زد (كتاب «موج» انتشارات كانون يادتان هست؟!). آيا تصويرگران و داوران رقابت ها و جشنواره هاي تصويرگري كتاب كودك تلاش نمي كنند سليقه‌ي خودشان را به كودكان تحميل كنند يا نسبت بدهند؟

الان به ذهن‌ام رسيد اين حكايت تصويرگري كتاب كودك، مثل طراحي‌هاي جديد مد لباس كودك است. در چند سال اخير خيلي از لباس‌هايي با رنگ‌هاي تيره، خصوصا مشكي، خاكستري و قهوه‌اي تيره بازار لباس كودكان را تسخير كرده، لباس‌هايي كه بسيار شيك به نظر مي‌رسند، اما آيا واقعا براي يك كودك مناسب‌اند؟ واقعا كودكان اگر در انتخاب آزاد باشند و اگر والدين سليقه‌شان را تحميل نكرده باشند، آن رنگ‌ها را خواهند پسنديد و خواهند پوشيد؟

۰۱ دی، ۱۳۹۳

...

هفته قبل در كارگاه آشنايي با مدل سازي عامل محور در جامعه شناسي شركت كردم و ديروز بخش هايي از كتاب «جامعه شناسي عامل محور محاسباتي» را مرور كردم. گذشته از اين كه با يك رويكرد و روش جديد و خيلي متفاوت در پژوهش هاي جامعه شناختي آشنا شدم، اين آشنايي باب كشفيات شخصي جالبي را براي ام گشود.

الان داشتم به سيستم هاي فازي و مصداق هاي آن در تحقيقات اجتماعي و همين مدل سازي عامل محور فكر مي كردم و در ذهن ام مقايسه شان مي كردم با روش هاي خيلي رايج تر و آشناتر. براي ام خيلي جالب است كه اين روش هاي جديد اگرچه در حوزه مهندسي توسعه يافته اند، اما چگونه محققان از طريق آن ها توانسته اند بين فهم كمّي و كيفي از پديده هاي اجتماعي پل بزنند و چگونه تلاش كنند درونمايه ي جامعه شناختي روش هاي تحقيق را خيلي بيش از گذشته غني كنند، خصوصا اين روش مدل سازي با توجه ويژه اش به رابطه سطوح خرد و كلان، كه به نظرم جامعه شناسي عمده ي حيثيت اش در گرو توان تبيين همين رابطه است؛ اگر بتواند. (اين آقاي اسكاتزوني نويسنده ي كتاب فوق كه خودش هم جامعه شناس است ولي گويا در مجموع جامعه شناسي را از اين لحاظ زياد موفق ارزيابي نمي كند. كمي نااميدكننده است!)

حالا ممكن است من اصلا كاري به اين روش مدل سازي نداشته باشم و اصلا ازش استفاده نكنم اما همين آشنايي مقدماتي و مختصر، جزئيات جالبي را به فهم جامعه شناختي ام افزود و تأملات جالبي به ذهن ام آورد. اين اتفاق بزرگ و هيجان انگيزي است!
نه سال پيش هنگام يادگيري روش تحقيق در جامعه شناسي وقتي به ام ياد دادند كه متغيرهاي مربوط به ادراكات، احساسات و رفتارها مي تواند به صورت متغيري پيوسته سنجيده بشود، و بدين ترتيب از بند دوقطبي هايي كه مي گويد فلان خصوصيت يا هست يا نيست، مي شود رهيد، و آدم ها را به جاي طبقه بندي سياه و سفيد، در طيفي خاكستري از خصوصيات نشاند، فكر مي كردم علم عجب پيشرفت هاي شگرفي كرده است :) حالا اين روش هاي جديد گويي به زبان بي زباني دارند مي گويند كه اين طيف خاكستري موهوم را آماردان ها به ما محققان اجتماعي انداخته اند! (و طرفه اين كه الان خودشان هم بزرگ ترين منتقدان محققان اجتماعي كمي‌گرا براي كاربرد اين متغيرهاي پيوسته ي مجعول هستند!!)...

يك بار نوشتم «پاداش آموختن خود آن است». يك دوستي نوشت: «چه كم!». من هنوز بر همان عقيده ام، او را نمي دانم!

۰۸ اردیبهشت، ۱۳۹۳

از خودبیگانگی

مراقب باشیم کتاب هایی که می خوانیم ما را از خودبیگانه نکند!

غرق شدن در تئوری ها و مفهوم سازی ها گاهی باعث می شود از درک عینی ترین یا شهودی ترین واقعیت ها چنان که هستند بازبمانیم! این از آن وضعیت های انسانی است که همزمان کمیک و تراژیک است!

۰۵ اردیبهشت، ۱۳۹۳

افسانه های عشق، ازدواج و طلاق

خوب است یکی یک کتابی، مقاله ای بنویسد با عنوان «افسانه های عشق، ازدواج و طلاق». در آن جا تلقی های رایجی که در این مقولات وجود دارد اما با واقعیت تطابق ندارد بیاورد. شاید آدم ها با چشم های بازتری عاشق بشوند، ازدواج کنند و طلاق بگیرند. به نظرم خیلی از انتظارات و پیش بینی های آدم ها در این سه مورد واقع بینانه نیست.
ضمنا یکی از مهم ترین افسانه های عشق، ازدواج و طلاق این است: «موردِ ما با بقیه فرق می کنه»!




پ.ن. راستی با چشم باز می شود عاشق شد مگر؟!

۲۵ مهر، ۱۳۹۰

كتاب ها

كتاب ها پنج دسته اند. كتابي كه:

1-    مي خري و مي خواني؛
1-1-    مي خري و مي خواني و خوش ات نمي آيد؛ دوست داري بيندازي اش دور، اما به خاطر پولي كه بابت اش داده اي حيف ات مي آيد! چون كتاب قابل توصيه اي نيست،‌روت نمي شود حتي كه به كسي هديه اش كني!
1-2-    مي خري و مي خواني و خوش ات مي آيد؛ هي مي خواني و هي كيف مي كني. هر وقت نگاه ات به آن در قفسه ي كتاب هات مي افتد مجددا حال مي كني، گاه و بيگاه برش مي داري ورق مي زني يا دوباره مي خواني اش. كلمات اش را مثل نوشيدني گوارايي جرعه جرعه و با لذت مي نوشي. از سليقه ي خودت در خريدن اش، از نويسنده و مترجم و ناشرش خوش ات مي آيد.

2-    مي خري و نمي خواني؛
هر وقت نگاه ات به اش در قفسه ي كتاب هات مي افتد احساس شرم داري، آرزو مي كني كاش وقت داشتي مي خواندي اش. به خاطر پولي كه صرف اش كرده اي عذاب وجدان داري! از اين كه يكي كتابخانه ات را ببيند و بپرسد كه خوانده اي اش مي ترسي!

3-    امانت مي گيري و مي خواني؛
3-1-    امانت مي گيري و مي خواني و خوش ات مي آيد؛ آرزو مي كني كاش كتاب مال خودت بود، كاش مي شد توش هر چي مي خواهي حاشيه بنويسي و خط بكشي، و هر وقت دلت خواست دوباره به اش مراجعه كني. احتمالا نقشه مي كشي كه بخري اش.
3-2-    امانت مي گيري و مي خواني و خوش ات نمي آيد؛ معمولا كامل نخوانده اي، ولي حيف وقت ات كه صرف خواندن همان چند صفحه اش كردي! مال بد بيخ ريش صاحب اش. چه خوب كه نخريدي اش!

4-    امانت مي گيري و نمي خواني؛
4-1-    اگر كتاب توصيه شده اي باشد، با عذاب وجدان ناشي از فرصت از دست رفته براي خواندن كتابي با ارزش، كتاب را برمي گرداني. اميدواري يك روزي دوباره اين فرصت پيش بيايد. احتمال دارد نقشه بكشي كتاب را بخري.
4-2-    اگر كتاب را بنا به مصالحي غير از علاقه به موضوع و ارزش محتوا گرفته باشي، مي تواني بدون عذاب وجدان كتاب را برگرداني. خوشحالي كه پول ات را حرام اش نكرده اي!

5-    هديه مي گيري يا مي دهي؛ اين ها داستاني به كلي متفاوت دارند. چون در قالب يك ارتباط تعريف مي شوند.

۰۲ مهر، ۱۳۹۰

نقاط قوت

چند هفته ی پیش، یک روز که به نظرم حال خوشی داشتم، سری زدم به کتاب فروشی نزدیک محل کارم. وقت هایی که خوشحال باشم و سر از کتاب فروشی یا سی دی فروشی در بیاورم، همین جوری بدون وسواس زیاد کتاب یا سی دی برمی دارم. آن روز هم 2-3 تا کتاب برداشتم، یکیش بعدا معلوم شد از این کتاب های روانشناسی عامه ی خیلی کم مایه بود، پول ام را دور ریخته بودم رسما! اما یک کتاب دیگر با همین موضوع گرفتم که خیلی جالب بود. امروز فرصت کردم بخوانم اش: «حالا نقاط قوت خود را کشف کنید». وقتی کتاب را می خواندم یاد مجموعه ای از کتاب های انتشارات صابرین افتادم که تحت عنوان کلیدهای تربیت کودکان چاپ شده. در دو جلد «کلیدهای رفتار با کودک یک ساله» و «کلیدهای رفتار با کودک دو ساله» چیزهای مشابهی خوانده بودم. در واقع به نظرم بنیادهای نظری روانشناختی که این سه کتاب بر مبنای آن ها نوشته شده اند احتمالا یکی است. در آن کتاب ها فصلی به «سبک های مزاجی» بچه ها اختصاص داشت که در آن با یک سری خصوصیات بچه آشنا می شدی که به گفته ی مؤلف، ذاتی فرد هستند و تقریبا تغییرناپذیر. این خصوصیات در همان حدود یک-دو سالگی قابل تشخیص هستند و تقریبا تا آخر عمر همراه فرد می مانند. آن موقع خیلی برای ام جالب بود که ببینم بچه ام توی کدام دسته هست و شناخت خیلی خوبی از ویژگی های بچه ام به دست ام داد، مثلا این که ذاتا سازگار، خوشبین و علاقه مند به موقعیت های جدید و... است.

در این کتاب جدیدی که گرفتم، شبیه همان کتاب ها اما با تفاوت هایی، بن مایه های اصلی توانایی ها و استعدادهای افراد معرفی شده است. ایده ی اصلی کتاب یکی این است که برای رشد و تعالی، باید استعدادها را پرورش داد و از آن ها استفاده کرد، در عوض نقاط ضعف را باید مدیریت کرد. دوم این که، اگر بن مایه ای را نداشته باشید یا کم داشته باشید، با آموزش نمی توانید آن را کسب کنید (به همین دلیل فقط باید مدیریت اش کنید که سد راه تعالی نشود). این دو پیشفرض، بنا به گفته ی مؤلفان، برمبنای یافته های عصب شناسی است که شرح مختصری از آن در کتاب آمده است. بن مایه های اصلی استعدادهای ما در سال های اولیه ی زندگی شکل می گیرند و بعدا امکان تغییر چندانی ندارند. مؤلفان تعریف مشخصی از استعداد و نقطه ضعف آورده اند که ممکن است با تعریف های عام و رایج اندکی متفاوت باشد. آن ها معتقدند که ما اغلب به نقاط ضعف خود بیشتر از استعداد های مان توجه می کنیم، استعدادهای مان را بدیهی می پنداریم و از آن ها به قدر کافی بهره برداری نمی کنیم، و تلاش و انرژی بیهوده ای صرف می کنیم که نقاط ضعف مان را از بین ببریم.  آن ها جایگاه مهارت و دانش را نیز در کنار استعداد روشن کرده اند. و تأکید کرده اند که باید این ها را از بن مایه های توانایی متمایز کرد. و فقدان استعداد را با مهارت و دانش نمی توان جبران کرد.

خواندن این کتاب خیلی جذاب بود، نه صرفا به خاطر ارزش کاربردی اش، بلکه به دلیل تفریحی که می شود با آن کرد: کشف بن مایه های خودت و افرادی که می شناسی. احساس می کردم بعضی جملات در بعضی بن مایه ها، دقیقا توصیف خودم است یا شخص خاصی. این بازی هیجان انگیزی بود!

کتاب، مثل همه ی کتاب های روانشناسی عامه خالی از بحث های نظری و مفصل است، و پر است از مثال های موردی، که البته من از اغلب آن ها می پریدم. با این حال نتایج سرچ در google scholar نشان داد که طی ده سال 20 باری هم مورد استناد قرار گرفته که البته اصلا زیاد نیست، اما برای متنی که چندان رنگ و بوی متون رسمی پژوهشی و آکادمیک ندارد، کم اهمیت نیست. 3-4 تا از استنادها هم در ژورنال های ناشران معروف علوم انسانی بود.
بعضی اشارات کتاب همچنین نشان میدهد که کتاب با پشتوانه ی یک پژوهش و بیش تر برای مدیران و کسانی که طالب موفقیت حرفه ای هستند، نوشته شده است.


مشخصات کتاب:
عنوان: حالا نقاط قوت خود را کشف کنید
عنوان اصلی: Now, discover your strenghts
نویسندگان: مارکوس باکینگهام، دانلد کلیفتن، مهدی غروی قوچانی (مترجم)، داود سالک (ويراستار)
تعداد صفحه: 208
ناشر: معیار اندیشه (19 دی، 1389)
شابک: 978-964-6617-91-9


۲۴ شهریور، ۱۳۹۰

گوگل بوک فارسی؟

چه خوب می شد اگر  صفحه ی فهرست کتاب های مهم و اصطلاحا کلاسیک و کلیدی نظریه و حوزه های جامعه شناسی و کتاب های خوب و پرارجاع روش تحقیقِ ترجمه شده یک جایی بود و می شد توی اش سرچ موضوعی یا کلیدواژه ای کرد. یک جوری حداقل در سطح نازل تری از آن چه در گوگل بوک هست. یا مثلا یک سایتی بود با ساختار مشارکتی که هر کس بتواند هر کتاب کلاسیکی که خوانده اضافه کند و فهرست، کلیدواژه ها و موضوعات کتاب را بر اساس فهم خودش اضافه کند و بقیه بتوانند آن را اصلاح یا تکمیل کنند ، و هر کسی هم بتواند آن جا سرچ کند و مثلا ببیند فلان موضوع توی کدام کتاب ها به اش پرداخته شده.  این خیلی خوب بود، چون امکان اطلاع از این که برای هر موضوع کجاها را می توان دید برای آشنایی با آرای مهم و اثرگذار یا شرح های خوب و کامل در مورد یک موضوع.

کسی اگر جامعه شناسی می خواند و فکر می کند ممکن است کسی یا جایی این ایده را تحویل بگیرد، لطفا این پست را همخوان کند.

یک نکته ی دیگر: یک چیزی که خیلی از کتاب های فارسی فاقد آن هستند و واقعا کمبود جدی کتاب های علمی است، نمایه است. در این عصر و روزگار واقعا ناشری که کتاب علمی بدون نمایه چاپ می کند به نظرم باید خجالت بکشد کمی تا قسمتی! من کتابداری نمیدانم ، نمیدانم تعریف و اصول تهیه نمایه چی هست، ولی به عنوان یک کاربرِ کتاب (!) گاهی خیلی استفاده های خوبی از نمایه کتاب ها کرده ام، اگرچه به ندرت، اما واقعا کارم را سریع راه انداخته. در این روزگاری که نرم افزار ورد به یک کاربر ساده ی آفیس اجازه ی تولید نمایه برای سند ورد را می دهد، چرا باید ناشران داخلی کتابی چاپ کنند که نمایه ندارد؟ (یادم باشد اگر یک وقتی خواستم کتاب بنویسم، به امید ناشر نباشم، و خودم حتما برای اش نمایه بسازم و بگذارم!)

می شود ایده ی پاراگراف اول و نکته ی پاراگراف دوم را پیوند زد: نمایه های کتاب ها هم وارد سیستم سرچ آن سایت کذایی بشوند. البته این ها همه برای صرفه جویی است. در صورتی که سایت مزبور مثل گوگل بوک امکان سرچ متن را هم بدهد که نور علی نور خواهد بود.
در هر صورت حتما ایجاد چنین پایگاه داده ای نیاز به مشاوره ی چند کتابدار و متخصص اطلاع رسانی و انفورماتیک دارد. شاید مثلا یک شرکت هایی مثل سیمرغ که نرم افزار سرچ کتابخانه ی «نوسا» را تهیه کرده است یا ایلانرم افزار و شرکت تولیدکننده ی نمایه ، بتوانند چنین کاری بکنند. با این حال اگر پروژه خیلی بزرگ و کامل باشد تبعا مسأله ی توجیه اقتصادی آن مهم است. شاید هم در شرایط حاضر بهتر باشد فقط سرمایه گذاری روی یک ساختار مشارکتی و ویکی مانند بشود که کاربران داوطلبان محتوا را تولید کنند و محتوا به تدریج تکمیل شود. این میتواند کتاب های رشته های مختلف را پوشش بدهد.

۱۹ مرداد، ۱۳۹۰

اخلاق پژوهش

از دکتر احمد محمدپور سه کتاب منتشر شده که به سه گانه ی او معروف شده است:
 ضد روش: منطق و طرح در روش شناسی کیفی
روش در روش: درباره ی ساخت معرفت در علوم انسانی
فراروش: بنیان های فلسفی و عملی روش تحقیق ترکیبی در علوم اجتماعی و رفتاری 

او در این کتاب ها با بررسی طیف وسیعی از ادبیات مربوط به تحقیق کیفی، به شرح بنیادهای معرفت شناختی و روش شناختی رویکردها و روش های تحقیق (به ویژه روش کیفی و ترکیبی) پرداخته و مجموعه ی باارزشی را پدید آورده است.


در این مجموعه، «ضد روش» بیشتر از بقیه جنبه ی عملیاتی دارد و کاربردی است. دیروز به نظرم رسید در گزارش یک پژوهش کیفی، عنوانی را به مسایل اخلاقی تحقیق و چگونگی مراعات آن در تحقیق مذکور اختصاص بدهم. اما نمیدانستم چنین عنوانی دقیقا باید کجای گزارش و با چه کیفیتی بیاید. بنابراین دنبال فصلی در مورد «اخلاق تحقیق» در کتاب ضد روش گشتم که چیزی نیافتم. به دو کتاب دیگر از این مجموعه هم مراجعه کردم اما فصل خاص و مجزایی تحت این عنوان پیدا نکردم. این موضوع به نظرم خیلی عجیب رسید. زیرا تا جایی که به یاد دارم در فهرست هر کتاب روش تحقیق ترجمه شده ای (تبعا منظورم در حوزه ی علوم اجتماعی و رفتاری است)، فصل مجزایی در اوایل کتاب به اخلاق تحقیق اختصاص داشته (و البته ندیده ام این موضوع در کلاس های روش تحقیقی که تا حالا داشته ام به طور جدی مورد توجه قرار بگیرد یا اصولا  تدریس بشود. خودم هم اغلب به این فصل کتاب ها توجه نمی کنم و ازش می گذرم! و باید اعتراف کنم که گاهی به نظرم فصلی خسته کننده و  نوشته شده برای خالی نبودن عریضه رسیده است!).


این که سه گانه ی مذکور که روی هم بیش از 1200 صفحه حجم دارد، فصلی در این باب ندارد نکته ی قابل تأملی است به نظرم. این امر البته چیزی از ارزش های کار مؤلف نمی کاهد و اساساً به نظرم نباید موضوعی شخصی و مربوط به مؤلف قلمدادش کرد، بلکه باید در چارچوب بزرگ تری آن را دید: در چارچوب پرانتز پاراگراف قبلی ام!


از این مساله می توان تعبیرهای متعددی داشت:


* اساسا اخلاق موضوع کم اهمیتی است در جامعه ی ما! تا حدی که مؤلف سه گانه ی فوق آن را از قلم انداخته یا ضرورتی برای طرح اش ندیده است.

* احتمالا تصور غالب در جامعه ی علمی ما این است که کسی (محققی) که صاحب دانش و اطلاعات (در معنای فنی آن) است نیازی به پایبندی به اصول اخلاقی یا اثبات پایبندی اش ندارد.احتمالا در رابطه ی محقق-سوژه مثل هر رابطه ی فرادست-فرودست دیگری در جامعه ما، طرف فرادست نیازی به اثبات تعهد اخلاقی اش نمی بیند.


* سوژه های تحقیق هیچ گاه احساس نکرده اند که به حقوق شان تعرض شده، یا اگر احساس کرده اند صدای شان شنیده نشده است.


فعلا همین ها به ذهن ام رسید. شاید بشود تعبیرهای دیگری هم داشت...


من بالاخره با نگاهی به 3-4 کتاب دم دست دیگر (فلیک، نیومن، گال و همکاران، بیکر) چیزهایی در فصل سوم گزارش آوردم (البته کسی نگفته بود کجا باید چنین چیزی درج بشود یا اصلا بشود یا نشود! ابتکار کاملا شخصی بود!). به علاوه متوجه شدم که مساله ی اخلاق تحقیق چه موضوع مهم و فربهی است در آن طرف دنیا که به «بی اخلاقی» در این طرف شهره شده! به طوری که منجر به تدوین انواع نظام نامه های اخلاقی پژوهش از سوی انجمن های علمی و حرفه ای شده است.



نیومن 40 صفحه از جلد اول کتاب اش را که  518 صفحه حجم دارد، به فصلی با عنوان «اصول اخلاقی و سیاست پژوهش اجتماعی» اختصاص داده است که در آن ضمن اشاره به اصول اخلاقی پژوهش و جوانب مختلف آن، مثال های متنوع و ماجراهای متعددی از رسوایی های اخلاقی محققان -به عنوان درس عبرتی برای دانشجویان و محققان جوان!- درج کرده است.

۰۷ فروردین، ۱۳۹۰

فلسفه برای کودکان

وقتی اسم «فلسفه برای کودکان» می آید احتمالا برای خیلی ها طرح مباحث پیچیده ی فلسفی را برای کودکان تداعی می کند، اما چنین نیست..
کتاب «زشتی و زیبایی» از مجموعه کتاب های «یک فنجان فلسفه» از نشر ماهی، کتابی است برای بچه های گروه سنی «ج» (سال های آخر دبستان) که نوعی آموزش فلسفی فکرکردن است. من بقیه ی کتاب های این سری را ندیده ام، اما به لطف سمیه عزیز که این کتاب را برای دخترک ام هدیه آورده است، هر شب یک قطعه از 19 قطعه ی این کتاب را برای دخترک می خوانم و با هم در موردش حرف می زنیم.

کتاب همان طور که از نام اش پیدا است درباره ی زشتی و زیبایی است: درباره ی نسبی بودن این امور، رابطه ی نسبی انگاری زشتی و زیبایی با مدارا، ریشه های زشت و زیبا دیدن چیزها و آدم ها در نگاه و احساسات ما، اثر زیبایی بر ما، زشتی و زیبایی حقیقی، سلطه فرهنگی و تبلیغات در زیبا جلوه دادن امور و ... .
قطعات این کتاب خیلی کوتاه و ساده نوشته شده اند: شرح یکی –دو تا مصداق و بعد یک نتیجه گیری کوتاه و ملموس از مثال ها. با این حال به نظر می رسد ساختار کتاب طوری است که اساسا نباید به تنهایی توسط بچه ها خوانده شود و حتما باید با همراهی یک بزرگ تر خوانده بشود، همراه با بحث و گفت و گو و سؤال و جواب برای این که مطلب جابیفتد و مطمئن بشویم که بچه متن را به درستی فهمیده است (اگرچه من قبلا برای کتاب های قصه ی معمولی هم تا حدی همین رویه را داشته ام، اما سمیه -دوست من- که کار تجربی جالبی برای پایان نامه ارشدش در دانشگاه تهران با عنوان «آموزش و پرورش جديد و رشد مهارتهاي گفتگويي: بررسي تأثير روش اجتماع كندوكاو فلسفي بر مهارتهاي گفتگويي دانش‌آموزان» انجام داده، به ام گفته است که اساسا این جور آموزش ها باید به روش گفت و گویی و چالشی باشد). به نظرم خواندن مشترک این کتاب حتی فرصت خوبی برای ما بزرگ ترها است که دوباره به بعضی از این مضامین که قبلا هم آگاهی ضمنی یا صریح از آن ها داشته ایم –یا نداشته ایم- همراه با فرزندان مان ببیندیشیم.

من از همه چیز کتاب خوش ام آمد: هم از ظاهر و کیفیت چاپ و نشر کتاب، و هم مضمون و فرم و کیفیت ارایه آن. نشر ماهی کتاب را با جلد سخت و روی کاغذ گلاسه با تصاویر رنگی در سال 1386 یا 1387 چاپ کرده. نسخه ی اصلی فرانسوی آن (Le Beaute et la Laideur) را که مربوط به سال 2002 است یک متخصص ارتباطات یا ژورنالیست (بریژیت لبه) و یک مدرس فلسفه در دانشگاه سوربن (میشل پوچ) نوشته اند. این هم جالب است بدانید که مترجم کتاب فقط 17 سال دارد! احتمالا اگر کمی بزرگ تر بشود ترجمه روان تری از این کتاب ارایه خواهد داد!

مشخصات کتاب
عنوان: زشتی و زیبایی/ Le Beaute et la Laideur
اثر: بریژیت لبه و میشل پوچ/ Brigitte Labbe & Michel Puech
تصویرگر: ژاک ازم/ Jacques Azam
ترجمه: مریم بانو موسایی
ناشر: نشر ماهی
سال نشر: 1386 یا 1387 [دو نقل در کتاب هست!]
48ص مصور (رنگی)
ISBN: 964-978-9971-79-7

۱۳ دی، ۱۳۸۹

اظهار فضل!

 داشتم فیش های کتاب گردشگری (ماهیت و مفاهیم) تالیف دکتر پاپلی یزدی و سقایی را می خواندم که در اواخر کتاب و در عین خواب آلودگی برخوردم به ترکیبی به نام «دورنمای گردشگری». البته راستش این کلمه نبود که توجه ام را جلب کرد، بلکه نام Urry بود که اخیرا به آن حساس شده ام، چون به خاطر کاری در مورد توریسم با او آشنا شدم و  نظریه اش به نظرم بسیار جذاب آمد. خلاصه ی کلام این که به نظر می رسد در ترجمه اصلا مضمون اصلی نظریه ی جان اوری تحت عنوان The tourist gaze درک نشده است و ترجمه ی کاملا نامفهوم و بلکه غلط اندازی از آن به نام «دورنمای گردشگری» ارایه شده است. به نظر می رسد آقای دکتر سقایی زحمت زیادی برای تهیه این کتاب کشیده است. با این حال این امر مانع از آن نیست که چنین خطای فاحشی در کتابی پرخواننده (به عنوان کتاب درسی رشته های جهانگردی و برنامه ریزی توریسم که "سمت" منتشر کرده) رخ بدهد.

بنا به گزارش های استنادی کتاب اوری با عنوان the tourist gaze از زمان انتشار ویرایش اول آن در 1990 بیش از 2000 بار مورد استناد منابع علمی-پژوهشی قرار گرفته و دوازدهمین کتاب پرفروش آمازون در رده ی کتاب های «فراغت و گردشگری» است. این نشان از استقبال گسترده ی محققان آکادمیک و نیز عامه ی خوانندگان از این کتاب دارد، از آن تیپ کتاب ها کهعوام می فهمند و خواص می پسندند.

با این حال شاید به دلیل غربت جامعه شناسی توریسم به طور کلی و به ویژه در ایران، چنین لغزشی در کتاب ماهیت گردشگری تا به حال دیده نشده است، ولی به طور جدی نیازمند اصلاح در چاپ های بعدی کتاب است، زیرا یکی از جذاب ترین نظریه ها در جامعه شناسی گردشگری همانا tourist gaze اوری است.


من آشنایی ام را با نظرات جذاب مک کانل و اوری درباره ی توریسم مدیون دکتر علی اصغر سعیدی هستم. البته الان هرچه گشتم که صفحه ی مربوط را در سایت ایشان بیابم پیدا نکردم. اگر چیزی در این مورد روی نت فارسی پیدا نکردید یک روز بالاخره می آیم برای تان تعریف می کنم تا شما هم لذت ببرید! البته وقتی کتاب را یافتم و کم و بیش خواندم. فعلا از این طرف و آن طرف ایده های شان را در این دو کتاب از زبان دیگران خوانده ام.

۲۷ مهر، ۱۳۸۹

دانلود کتاب از گوگل بوک

کتابدار محترم کتابخانه ی دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی شرح مفصل و واضحی از مراحل دانلود کتاب از گوگل بوک را روی وبلاگ این کتابخانه گذاشته است. اگرچه گوگل بوک اکثر کتاب ها را به طور کامل در اختیار قرار نمی دهد و احتمالا به دلیل رعایت حق ناشر و نویسنده، صفحات کتاب ها به طور پیوسته و کامل قابل مشاهده (و تبعا دانلود) نیست، اما برای بعضی مقاصد دانلود همین صفحات نیز برای ما که دسترسی مان به منابع محدود است، غنیمتی است.

۰۸ مهر، ۱۳۸۹

کودک نویسنده

یک کتاب جدید تصادفاً دیدم با عنوان «با مامان ها چطور کنار بیاییم» که لنگه ای هم دارد برای باباها. راست اش تا به حال کتابی از این دست ندیده بودم: روانشناسی عامه برای کودکان به قلم یک کودک! در واقع چیزی از جنس «مریخی ها، ونوسی ها» برای بچه ها. این کتاب خیلی ساده و کوتاه نوشته شده و با نقاشی های کارتونی همراه است. لحن آن بامزه و از زبان یک بچه نوشته شده است.فکر می کنم بچه های سنین پیش دبستانی، دبستان و حتی راهنمایی خوش شان بیاید.


این کتاب همه ی آن چیزهایی را به بچه ها گفته که ما –مادرها- می گوییم (و دوست داریم بچه ها بدانند) و البته معدودی چیزهایی که نمی گوییم! شاید بچه ها خوش شان بیاید که نویسنده در قالب یک مادر نصیحت گر خسته کننده یا عصبانی و فرمان دهنده ظاهر نشده است.

نویسنده ی این کتاب «الک گروین» در نه سالگی (2008) توانست اولین کتاب خود را که به عنوان پروژه ی مدرسه نوشته بود به لیست پرفروش ترین های روزنامه ی نیویورک تایمز برساند!!! کتاب مزیور با عنوان «How to talk to girls»  نوشته شده بود. بعدا انتشارات هارپر کالینز چهار کتاب دیگر از این پسربچه ی امریکایی ساکن کلرادو را هم منتشر کرد با عناوین:
How to talk to Moms
How to talk to dads
How to talk to Santa
Rules for School
که می توانید در سایت انتشارات هارپرکالینز پیش نمایش کتاب ها را ببینید. انتشارات شهر قلم -تا جایی که من دیده ام- ترجمه ی دو جلد از این کتاب ها را منتشر کرده است.

کتاب «با مامان ها چطور کنار بیاییم» هفت فصل دارد:
فصل اول: چرا مامان ها اینطوری اند
فصل دوم : آن چه مامان ها دوست دارند
فصل سوم: آن چه مامان ها دوست ندارند
فصل چهارم: دلخوری بچه ها از بعضی کارهای مامان ها
فصل پنجم: بهانه ها، رشوه دادن ها و تلافی کردن ها
فصل ششم: دلخوری مامان ها از بعضی کارهای بچه ها
فصل هفتم: دلیل من برای دوست داشتن مامانم

این هم یک پاراگراف از این کتاب برای آن که سبک اش دست تان بیاید:
«بعضی وقت ها مامانمان بهترین مامان دنیا می شود. اما بعضی وقت ها فکر میکنیم که خیلی بدجنس شده و می خواهد دنیای ما را زیر و رو کند. اگر راستش را بخواهید، هر دوی این ها درست است.»

How to talk to moms
Alec greven
با مامان ها چطور کنار بیاییم
الک گریوین، ترجمه شقایق خوش نشین، 1389 ، شهرقلم

۰۳ خرداد، ۱۳۸۹

كتاب و ... رايگان

اگر با تورنت آشنايي نداريد عمرتان بر فنا است! (عمر خودم تا همين پريروز بر فنا بود!) اين هم يكي از اعجازهاي اينترنت است.
اول نرم فازار ميكروتورنت (يوتورنت) را دانلود مي كنيد، بعد در جستجوگرهاي تورنت جستجو مي كنيد و كتاب، فايل صوتي، ويديو، برنامه تلويزيوني و ... را دانلود مي كنيد! چيزهايي كه ممكن است جايي روي وب خصوصا رايگان پيدا نكنيد احتمال دارد اين جا بتوان پيدا كرد. من از اين جستجوگر توانستم چيزهاي جالبي پيدا كنم.
هشدار: براي كساني كه معتاد به دانلود آرشيوكردن هستند، آشنايي با اين امكان خطرناك است!
1- بيت تورنت- ويكيپديا
2- تورنت چيست؟
3- آموزش دانلود تورنت

۲۶ بهمن، ۱۳۸۸

«ارزیابی تاثیر اجتماعی»(اتا)

تعطیلات بهمن را در کارگاه «ارزیابی تاثیر اجتماعی» (Social Impact Assessment (SIA)) با تعدادی از دانشجویان و فارغ التحصیلان ارشد و دکترای جامعه شناسی گذراندیم. این کارگاه مباحث تازه ای را برای حاضران که شامل جامعه ی دانشگاهی و پژوهشگران، و معدودی از کارشناسان مدیریت اجرایی شهری بودند، مطرح کرد.
آن طور که من فهمیدم اگرچه «اتا» حوزه ای بین رشته ای تلقی می شود، اما بیش از هر چیز تلاشی است برای واردشدن بیش از پیش جامعه شناسی به حوزه ی عمل. به نظر می رسد ایده و دغدغه ی اصلی اتا، «توسعه ی پایدار»، عدالت و حقوق انسانی است. غلبه برداشت اقتصادی در ارزیابی طرح های توسعه، اولویت یافتن صداهای قدرتمندتر در جریان سیاستگذاری برای توسعه و بی توجهی به گروههای حاشیهای و محروم، بی توجهی به روابط متقابل و سیستمی بین موضوعات انسانی، کالبدی و زیست محیطی در طرح های توسعه ای، و بالاخره هزینه های تحمیل شده به جوامع به خاطر این بی توجهی ها که در نهایت پایداری توسعه و عدالت را تهدید می کند موجب ظهور «اتا» در حوالی دهه ی 70 میلادی شده و کم تر از یک دهه است که در ایران مطرح شده است.
به نظرم در مجموع حوزه ی جالبی برای پژوهشگران و مدیران و مجریان مرتبط با طرح های توسعه می تواند باشد. اساسی ترین دغدغه برای آینده ی «اتا» این است که از «اتا» هم مثل خیلی چیزهای دیگر در کشور ما کاریکاتوری بیش باقی نماند و باز هم علم به بازی گرفته شود؛ هم توسط مدیران و مجریان و هم توسط پژوهشگران... چنان که افتد و دانید!

پی نوشت: قرار است برای این کارگاه، یک پروپوزال هم بنویسیم. دو جلد کتاب هم در کارگاه داده شد که مطالب مطرح شده در کارگاه چکیده ای از این کتاب ها به علاوه ی تجارب مدرسان (دکتر محمد فاضلی، دکتر سلیمان پاک سرشت) بود.
کتاب ها:
- بکر، هـ. و ونکلی، ف. (1388). راهنمای بین المللی برآورد پیامدهای اجتماعی. (مترجم هادی جلیلی). تهران: شهرداری تهران، دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی؛ جامعه شناسان
- اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران. (1388). مبانی نظری دستورالعمل ارزیابی پیوست اجتماعی-فرهنگی. تهران: معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهرا

۱۴ مهر، ۱۳۸۸

دانلود رایگان کتاب

اگر به اینترنت پرسرعت دسترسی دارید این سایت خوبی برای دانلود کتاب های رایگان است. خصوصا این جانب از دایره المعارف هاش که اکثرش از ناشرهای مشهور و معتبر است سخت محظوظ شدم! البته بگویم که در مراحل "رجیستر" و "سایت این" کردن اش کمی گیر کق می دهد و صد البته که می ارزد.
فقط نمی دانم مساله ی کپی رایت وا ین حرف ها در مورد چنین سایتی چه وضعیتی دارد، من باب کنجکاوی فقط البته!

۰۴ مرداد، ۱۳۸۸

امکانات گوگل بوک

امروز متوجه شدم گوگل بوک امکان جدیدی را اضافه کرده یا به تعبیری امکانات قبلی اش را بسیار کامل تر و منظم تر کرده است. شخصا معمولا به طور مستقیم در گوگل بوک سرچ نمی کنم و اغلب از گوگل اسکالر به گوگل بوک ارجاع داده می شوم. هنگامی که روی لینک کتابی در نتایج سرچ گوگل اسکالر کلیک کنید، وارد صفحه مربوط به کتاب می شوید. در ستون سمت راست تصویر کتاب هست با چهار لینک: Overview، PreView، Review و Buy.

Buy: تبعا مربوط به خرید کتاب است و من به دلایل کاملا روشن اساسا وارد آن نشده ام!

Preview: مربوط به دیدن آنلاین صفحات کتاب است. معمولا کل صفحات کتاب وجود ندارد و صفحاتی از کتاب به طور تصادفی در این پری ویو وجود ندارد و اتفاقا ممکن است آن صفحات مورد نیاز شما باشد یا ادامه ی مطلبی باشد که مورد نیاز بوده، در این صورت مواجهه با این وضعیت بسیار حال گیری خواهد بود! همچنین save کردن تصویر کتاب به صورت عادی امکان ندارد مگر این که از صفحات عکس بگیرید که کاری بسیار طاقت فرسا است! اما در مواردی چاره ی دیگری وجود ندارد و لنگه کفش هم در بیابان نعمتی است!

Review: نظرات کسانی است که کتاب را خوانده اند. شاید این قسمت بیشتر به کار کتاب هایی که به قصد تفنن خوانده می شوند (مثل کتاب های ادبی) مفیدتر باشد، یا کتاب هایی با موضوعات جنجالی و نسبتا عامه پسندتر (نه لزوما به معنی کم ارزش تر).

Overview: به نظرم اخیرا تغییرات جدیدی در این قسمت داده شده و آن را بسیار سودمندتر از گذشته کرده است و شاید بشود گفت بعد از متن اصلی کتاب، مهم ترین قسمت برای کاربر است. ارزش این صفحه در این است که بین اطلاعات مختلف موجود روی گوگل بوک و وب با کتاب فعلی پیوند ایجاد می کند و شما را برای یافتن مطلب مورد نظرتان راهنمایی و کمک می کند. این "ایجاد پیوند بین اطلاعات موجود" که بخشی از مدیریت دانش است، برای محقق ارزش حیاتی دارد و در صرفه جویی زمانی در تحقیق نقش مهمی بازی می کند. از همین رو بد نیست مروری بر این صفحه داشته باشیم.

صفحه Overview شامل بخش های زیر است:
Book overview: مروری به اندازه ی یک پاراگراف در مورد محتوای کتاب (همراه با لینکی به پیش نمایش یا همان صفحه ی preview)

Key words and phrases: این کلیدواژه ها و اصطلاحات به موضوع کتاب و نویسنده ی آن بیش تر مرتبط است و شما را به صفحاتی از کتاب می فرستد (لینک می دهد) که این اصطلاحات و واژه ها در آن آمده است. تبعا این کمک بسیار سودمندی برای سرعت بخشیدن به کار کسی است که دنبال مضمون خاصی در یک کتاب می گردد.

Related books: کتاب های مرتبط با موضوع و محتوای کتاب یا تالیف نویسنده ی همین کتاب را به شما معرفی می کند که ممکن است به دردتان بخورد.

Common Terms and Phrases: این قسمت با تکنیک جالب دیگری مرتبط ترین کلیدواژه ها با موضوع و محتوای کتاب را نشان میدهد و از طریق آن شما را با کتاب های مشابه مرتبط می کند. اسم این تکنیک نمی دانم چی هست، اما توی بعضی سایت های دیگر هم نمونه ی آن را دیده ام به این صورت که فونت کلیدواژه ها یا برچسب (تگ) ها را احتمالا بر اساس میزان اهمیت شان در محتوای کتاب بزرگ تر یا کوچک تر نشان میدهد. در هر صورت روش دیگری برای پیوند دادن اسناد دیگری با محتوا و موضوع مشابه به سند موجود (کتاب فعلی) است.

References from web pages: صفحاتی از وب که مطالبی دارند که به کتاب فعلی ارجاع داده است یا در مورد آن نوشته شده است.

Selected pages: عکس صفحات منتخب از کتاب، از جمله روی جلد، فهرست مندرجات و نمایه

References to this book که به صورت From other books یا From Google Scholar ارایه می شود، شما را با کتاب ها و مقالاتی که به این اثر ارجاع داده اند مرتبط می کند.

Popular passages: برشی از متن کتاب (و لینک به آن صفحات در گوگل بوک) که مکررا در کتاب ها و مقالات دیگر مورد استناد قرار گرفته اند.

Contents: فهرست مندرجات به صورت هایپرلینک برای این که مستقیما به فصل مورد نظرتان بتوانید وارد شوید.

More book information: اطلاعات کامل کتابشناختی و کلیدواژه های موضوعی کتاب که به صورت هایپرلینک درج شده و شما را به یافتن کتاب هایی با این موضوع کمک می کند.

گزینه های مفید دیگری هم در ستون سمت راست این صفحه وجود دارد از جمله search this book و add to my library و Write review...

۰۹ فروردین، ۱۳۸۸

چرا باید بخوانیم


غیر از کتاب های «کلیدهای رفتار با کودک ... ساله» که قبلا جلدهای مختلف آن در کتابخانه والدین معرفی شده، سایت babycenter هم مرجع خوب و سریعی برای به دست آوردن اطلاعات در مورد فرزندپروری است. این اطلاعات اگرچه مختصر و «یک دقیقه ای» هستند، اما کاملا مفید، کاربردی و بینش دهنده اند. اگر عضو خبرنامه ی این سایت شوید با دادن سن فرزندتان، می توانید اطلاعات مربوط به روند رشد جسمی، اجتماعی و روانی، و رفتارها و چالش های تربیتی سن مربوط به او را به صورت دوره ای در میل باکس تان دریافت کنید! این سایت اگرچه آگهی های تجاری زیادی در خود گنجانده است، اما برخلاف تصور ما از سایت تجاری، مطالب غیرتبلیغاتی آن کاملا خواندنی و قابل اعتنا است. به نظرم فروم هایی هم برای بحث و گفت و گو، و تبادل تجربیات و پرسش و پاسخ با متخصصان دارد که شخصا تا به حال از آن استفاده نکرده ام.

نظر شخصی ام در مورد کتاب ها و مقالات تربیتی این است که اگرچه ممکن است به دلیل محدودیت های مختلف شخصی یا بیرونی، توصیه ها و پیشنهادهای این کتاب ها و مقاله ها برای والدین دقیق و کامل انجام شدنی نباشند، اما اهمیت خواندن این مطالب در بینش و جهتی است که به والدین می دهند. ما در مورد فیزیک و شیمی و تاریخ ادبیات و جغرافی و مطالب علمی پیچیده تر در مدرسه و دانشگاه صدها صفحه مطلب می خوانیم، اما به دنیای پرورش فرزند چون موجودی نابینا در اتاقی تاریک قدم می گذاریم چنان که بسیاری از تصورات و تحلیل های مان در مورد بچه و رفتار او غیرواقعی و مبتنی بر توهمات بی پایه، استنباط های شخصی، تعمیم های غیرمعتبر، تجارب محدود و معدود خود یا اطرافیان مان است، و برپایه ی همین فهم و بینش پرنقص جهت گیری و اقدامات تربیتی مان را سازمان می دهیم. ارزش کتاب ها و مقالات مذکور در ارایه ی بینش عمیق تر و چندبعدی به مسایل تربیتی بچه ها است. و اگر به این بینش ها باور داشته باشیم، بدون تردید به نحوی در عملکرد ما نیز منعکس خواهند شد. گاهی ما نیاز داریم پیچیدگی یا ابهام چیزی را بفهمیم، لزوما ممکن است راه حل موثر و الساعه ای هم برای اش وجود نداشته باشد یا در صورت وجود برای ما عملی کردنی نباشد، اما صرف فهم مساله، دست کم باعث کاهش تنش در ما و محیطی می شود که در آن هستیم، به علاوه پس از فهم مساله و جوانب و علل آن می توانیم راه حل های متناسب با خود و محیط مان را برای مساله جست و جو و کشف یا ابداع کنیم.

من با این جمله موافق نیستم که «عالم بی عمل به زنبور بی عسل می ماند». زنبور بی عسل دست کم به گرده افشانی گل ها کمک می کند! «عالم بی عمل، درخت بی بر» هم نیست و اگر هم باشد، دست کم منظره ای زیبا پیش چشم بیننده می گشاید! با این حساب نه تنها با کسانی که معتقدند «خواندن این کتاب ها بیهوده است»، یا «خوبی در ذات بچه است» یا «ژنتیکی است» (!) یا کسانی که ادعا می کنند «بچه های زیادی دیده اند که والدین شان از این کتاب ها می خوانده اند و بچه های بی تربیتی بوده اند» (!) کاملا مخالف ام بلک چنانکه می بینید با سعدی شیرازی هم سر این قضیه درافتاده ام چه برسد با بقیه!

راستی این را هم خیلی وقت پیش ترجمه کرده ام در مورد این که بچه چه جوری لوس می شود. مجموعه مطالب آن وبلاگ را طی سال های قبل از سایت هایی مشابه بیبی سنتر گرفته و ترجمه کرده ام که همان زمان توی روزنامه هم چاپ شده. می توانید نگاهی بیندازید.

۰۷ آذر، ۱۳۸۷

ترانه های نی نی

ناصر کشاورز، شاعر پر کار کودکان، چند سری کتاب شعر منتشر کرده است با عنوان "ترانه های نی نی کوچولو" و "ترانه های نی نی توپولی"، "لالایی های برای نی نی کوچولوها" و "دنیای شیرین نی نی کوچولوها". این کتاب ها را نیلوفر میرمحمدی، به شایستگی تصویرسازی کرده است.

داستان های این شعرها، برگرفته از اتفاقات آشنایی است که در زندگی روزانه ی بچه های خردسال رخ می دهد که گاه آمیخته با تخیل هم شده است. ناصر کشاورز گاهی حتی در این قصه ها (به صورت شعر) تفسیر خودش را از اتفاقاتی که برای یک بچه خیلی کوچک می افتد به بچه ها نسبت داده که البته ممکن است ربطی به دریافت بچه ها از همان وقایع نداشته باشد! اما در هر حال از نظر من به عنوان یک بزرگسال شیرین و جذاب است و دخترک ام هم این کتاب ها را دوست داشته است. سبک خاص تصویرگری کتاب ها هم به نظرم کاملا جدید، منحصر به فرد و جذاب است و به این مجموعه شخصیتی خاص داده است. بر اساس ترانه های نی نی کوچولو یک کاست و یک سی دی هم با آهنگ سازی و تنظیم امین رامین منتشر شده که آن هم بسیار زیبا و شنیدنی است، رامین در این آهنگ ها تلاش کرده از حال و هوای موسیقی های محلی کشور (مثلا ترکی و لری) استفاده کند و این تلفیق اتفاقا تجربه ی جالبی از آب درآمده و من شدیدا توصیه می کنم اگر یکی از کتاب های نی نی را خریده اید یا حتی اصلا نخریده اید این سی دی یا کاست را حتما برای کودک خردسال تان تهیه کنید. مجموعه های فوق را نشر رویش منتشر کرده است.


تنها ایراد مهمی که به نظرم به این مجموعه ترانه ها وارد است نگاه تبعیض آمیز ناصر کشاورز به مقوله جنسیت است که در بعضی شعرهای او به نحو پررنگی دیده می شود به طوری که خودم موقع خواندن بعضی شعرهای این مجموعه ها برای دخترک ام سطوری را سانسور می کنم! او در بعضی از شعرها، بعضی کارها یا بعضی خصوصیات که می تواند در هر دو جنس ظهور کند به جنس خاصی نسبت میدهد که چندان خوشایند نیست! شعرهایی از این دست در این مجموعه مصداق بارز جامعه پذیری جنسیتی (با بار منفی!) از طریق ادبیات کودک است.


۱۸ مهر، ۱۳۸۷

عکس-واژه های مستور



وقتی کمی دل ات تنگ باشد، دوست داری یک چیز خوبی گیرت بیاید و دلت ات را باز کند؛ یک چیزی مثل پیدا کردن یک کتاب خواندنی، یک رمان یا فیلم سبنمایی خوب، یک مستند فوق العاده، یک سری عکس دیدنی... کشف یک آدم جالب... یا هر چیزی از این دست...
چند روز پیش کسی کتابی به ام امانت داد از همین سنخ: «پرسه در حوالی زندگی». عکس هایی از عکاسانی از ایران و دیگر نقاط جهان با روایت هایی از مصطفی مستور. ابتکار جالبی بود و دلنشین بود. زمانی انتخاب نام برای عکس هام یک سرگرمی جالب برای ام بود، و الان گاهی حدس زدن حس و حال آدم های توی عکش ها برای ام جالب توجه است؛ خصوصا که مدتی است به دیدن و گرفتن عکس هایی که آدمی توی اش باشد علاقه پیدا کرده ام. دلیل اش را نمی دانم اما به نظرم هر منظری برای عکاسی وقتی یک یا چند آدم به اش اضافه می شود کلی حس و معنای جدید به اش ملحق می شود. روایت های کتاب مذکور نیز چیزی در مایه های یک داستان مینیمال یا شعر برای [فضا و آدم های] هر عکس هستند.

به هر حال اگر کتاب فوق را جایی دیدید حتما بزنید به در پررویی و ورق بزنیدش و کامل روایت هاش را بخوانید. اگر مایه دار هستید هم می توانید بخریدش به 9000 تومان! من روایت های صفحات 6، 14، 18، 30(خیلی جالب)، 32، 34، 44، 60، 62، 68(خیلی جالب) و 84 را بیش تر از بقیه دوست داشتم.

درباره کتاب:
کتاب «پرسه در حوالی زندگی» به روایت دکتر محمد ستاری

درباره مصطفی مستور و کوتاه درباره کتاب فوق از کیارنگ علایی

مشخصات کتاب:
پرسه در حوالی زندگی، روایت: مصطفی مستور، انتخاب عکس: کیارنگ علایی، برگردان انگلیسی: محمد فیض الله، اهواز: رسش؛ تهران: چشمه، 1385



با چرخ های پرشتاب اش - در متن روشنای روز-
سراسیمه می دود،
برای فتح کدام حکایت شنیدنی که ما نخوانده ایم
این گونه تعجیل می کنند


«پرسه در حوالی زندگی»: برشی از صفحه 30

۳۰ تیر، ۱۳۸۷

کودک خوش­بین


دکتر مارتین سِلیگمن، روانشناس امریکایی و نویسنده­ی کتاب «کودک خوش­بین» در این کتاب، ابتدا به ذکر تجربه­ای تلخ از دوران کودکی خود می­پردازد. او به یاد می­آورد که چگونه یک دوست بااستعدادش در زمینه­ی بیسبال به خاطر ابتلا به فلج اطفال می­میرد و دیگری برای همیشه فلج می شود. او سپس خاطره­ای از یک کنفرانس علمی را به یاد می­آورد که در آن با دکتر سالک کاشف واکسن فلج اطفال روبرو می­شود. وقتی دکتر سلیگمن در مورد زمینه­های پژوهشی­اش با وی گفت و گو می­کند، او مشتاقانه می­گوید: «اگر امروز دانشمند جوانی بودم، همچنان در زمینه­ی ایمن­سازی فعالیت می­کردم. اما به جای آن که جسم بچه­ها را ایمن سازم. این کار را به روش شما انجام می­دادم؛ آن ها را به لحاظ روانی ایمن می­ساختم. و بررسی می­کردم که آیا این بچه­ها که از نظر ورانی ایمن­سازی شده­اند، در مقابله با بیماری­های روانی و بیماری­های جسمانی، موفق­ترند»


این ایده­ای است که جهت­گیری پژوهشی دکتر سلیگمن را شکل می­دهد و این کتاب حاصل پژوهشی طولی به روش آزمایش در زمینه­ی ایمن­سازی کودکان در برابر افسردگی است. به عقیده­ی وی بدبینی نه تنها زمینه­ی ابتلا به افسردگی را ایجاد می کند بلکه پیشرفت تحصیلی و حرفه­ای را با مشکل مواجه می­ساز وحتی سلامت جسمانی را تحت تاثیر قرار می­دهد. و خوش بینی از همین رو به نظر نویسنده حایز اهمیت است. نویسنده تحلیلی تاریخی و جامعه شناسانه از روند رشد افسردگی در امریکای پس از جنگ جهانی دوم ارائه می­دهد و در ادامه ضمن تشریح روش تحقیق خود، به تشریح «برنامه­ی پیشگیری پنسیلوانیا» که همان پروژه­ی تحقیقاتی او و سه دانشجوی دکترای­اش بوده­ است می­پردازد. این برنامه به طور آزمایشی در دو منطقه­ی آموزشی در امریکا اجرا می­شود و نتایج آن موید فرضیات دکتر سلیگمن در این پژوهش است.
این برنامه شامل دو جزء است: جزء شناختی و جزء حل مساله اجتماعی. در جزء شناختی به تغییر سبک تبیین کودکان ( و والدین آن­ها) اقدام می­شود و در جزء دوم، مهارت­های حل مساله و مهارت­های اجتماعی به کودکان آموزش داده می­شود. نویسنده تلاش کرده با توضیحات روشن، مثال­ها و ابزارهای لازم امکان اجرای این برنامه را توسط والدین و مربیان فراهم کند.


چند نکته­ی جالب در مورد این کتاب:
نویسنده بارها به عقاید روانشاختی رایج می­تازد و بسیاری از آن­ها را با استدلال­های خود مورد نقد قرار می­دهد. از جمله عقاید رایج در مورد رابطه­ی تلقین و اعتماد به نفس، یا نقد نظریه­ای که می­گوید احساس خوب مهم است نه عمل یا واقعیت موجود. او بعضی سوء تفاهم ها در تربیت کودک را تشریح می­کند ، و به نقد ایده­هایی از جمله سهل­گیری بیش از حد و آزادی دادن به کودک می­پردازد و نظرش را درباره­ی مقابله با لوس شدن کودک ، و اهمیت، تاثیر و روش صحیح تنبیه و تشویق کودکان توضیح می­دهد. نکته­ی مهم این است که این مضامین را با تشریح مکانیزم­های روانشناختی در چارچوب موضوع کتاب، بیان می­کند (چیزی که معمولا در کتاب­های تربیتی ساده و عمومی غایب است یا به این دقت موجود نیست). در دو-سه مورد نیز به تفاوت­های جنسیتی حاصل از اجتماعی­شدن در فرایند خوش­بینی اشاره می­کند که بسیار جالب توجه است.


نکته­ی بسیار مهمی که نویسنده مکررا بر اهمیت آن تاکید می­کند (و شخصا در کتاب­هایی تربیتی کم­تر آن را دیده­ام اما عمیقا به آن اعتقاد دارم) این است که کودکان نه تنها به محتوای رفتار والدین توجه می­کنند بلکه سبک تفکر و رفتار را نیز از آن­ها می آموزند. از همین رو نویسنده بخش­هایی از برنامه پنسیلوانیا و کتاب حاضر را به آموزش والدین به منظور تغییر طرز فکر ایشان و تقویت سبک تبیین خوش­بینانه در خودِ آن­ها اختصاص داده است. او معتقد است آموزش خوش­بینی در صورتی که محیط (خانواده و مربیان) آن را حمایت و تقویت نکند چندان موثر نیست. (بعضی از یادداشت هایی که از کتاب برداشته ام در این جا گذاشته ام. لازم به ذکر است که این یادداشت ها به هیچ عنوان چکیده ی مطالب کتاب نباید تلقی شوند). لازم به ذکر است که این برنامه، مختص کودکان 8-13 سال تدوین شده و نویسنده تنها در بخش پایانی کتاب به بعضی تجارب شخصی خود از کار با فرزندان نوپا و پیش دبستانی خود اشاره کرده است.


یکی دیگر از نکات جالب کتاب برای من به عنوان خواننده­ی ایرانی اثر، صفحاتی است که نویسنده به تحلیل جامعه شناسانه ی رشد افسردگی در امریکا پس از جنگ جهانی می­پردازد. عللی که نویسنده در این زمینه برمی­شمرد بسیار تامل برانگیز است از آن رو که ما در مسیری بسیار مشابه در حال گام برداشت هستیم و احتمالا با همان عوارض (همه­گیری افسردگی) مواجه خواهیم شد. برشی از این تحلیل را در اینجا گذاشته ام.

مشخصات کتاب:
سلیگمن، مارتین،(1383 )، کودک خوش­بین: برنامه ای آزموده شده برای ایمن­ساختن همواره کودکان در برابر افسردگی، فروزنده داورپناه، تهران: رشد
372ص

مشخصات کتاب اصلی:

Seligman, Martin E.P; Reivich, Karen; Jaycox, Lisa; Gillham, Jane
The Optimistic Child: A Proven Program to Safeguard Children Against Depression and Build Lifelong Resilience
New York: Harper Perennial, 1996