۰۲ دی، ۱۳۹۰

حرف ها و آدم ها

گاهي توي تحقيق ها آدم به چيزهاي بامزه اي برميخورد. ميبيني طرف روي يك چيزي تحقيق كرده كه وجه مساله اي اش اصلا قابل درك نيست، اما به هر حال خيلي كنجكاوي برانگيز است يا خيلي با تجربه هاي روزمره ي آدم نزديك است، يا فكرها و سوال ها و تجربه هايي كه بارها با آن روبرو شده ايم و هيچ وقت فرصتي براي دسته بندي كردن، سنخ سازي يا مفهوم سازي اش نداشته ايم. حالا يك محقق بيكار -كه معلوم نيست كي بابت چي به اش حقوق ميدهد- آمده روي اش تحقيق كرده!

حالا حكايت اين چيزي است كه مي خواهم بنويسم. درباره ي احساس و برخوردي كه با ميل باكسم دارم. نميدانم چه قدر با بقيه افراد مشترك است. با اين حال سازماندهي اين تجربه براي توصيف كردن اش در اين جا، خودش براي من تفنني است!

وقت هايي كه ميل باكسم را پس از چند ساعت آفلاين بودن، باز مي كنم، معمولا بين 5-10 ايميل توش هست.اول يك نگاه سريع به فرستنده ها مي اندازم. تبعا در آن شلوغيِ حروف بولدشده ، تمركز روي كلمات و خواندن تك تك شان كار دشواري است. انگار نگاهم اول مي رود روي حروف اول نام كوچك فرستنده ها و به اين حروف اول به طور اتوماتيك واكنش نشان ميدهم.  اين مكانيزم خودكار و رابطه ي پيچيده اي كه بين ديدن حروف، احساس و عكس العمل هست، به نظرم چيز جالبي رسيده اخيرا.

...

۱ نظر:

mUg گفت...

استخراج جالبی بود