نیـم‌نـگاه
برداشت‌ها و یادداشت‌ها
یکشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۹۳
ژانر: VIP ؟!



-آدم ها چند دسته اند:
*اونا كه برات مهم اند.
*اونا كه برات مهم نيستند.

-         اينا خودشون چند دسته اند:
*اونا كه برات مهم اند، اما نبايد باشند.
*اونا كه برات مهم نيستند، اما بايد باشند.

-         به همين دليل چند دسته پديد مي آن:
*اونا كه برات مهم اند، اما وانمود مي كني نيستند.
*اونا كه برات مهم نيستند، اما وانمود مي كني هستند.

-         يا:
*اونا كه برات مهم اند، اما دل ات خنك مي شه كه وانمود كني نيستند.
*اونا كه برات مهم نيستند، اما منافع يا مصالحي ايجاب مي كنه كه وانمود كني هستند.

و در نهايت:
*اونا كه حال نداري وقت و انرژي صرف شون كني، ولي تأييدشون رو رسماً يا از لحاظ عاطفي نياز داري.
*اونا كه وقت و انرژي صرفشون ميكني... ولي حيف وقت و انرژي، حيف تو!!!

برچسب‌ها: ,

شنبه، آبان ۰۳، ۱۳۹۳
ژانر: خانم/آقا معلم همه جا و همه وقت
اين معلم هاي عزيزي كه فرق زيادي بين دانش آموزها و والدين دانش آموزها قائل نيستند و فكر مي كنند بايد همان طوري با والدين حرف بزنند كه با بچه ها سر كلاس حرف مي زنند!

برچسب‌ها: ,

جمعه، آبان ۰۲، ۱۳۹۳
ژانر: ابراز محبت ساديستيك



اينا كه ابراز علاقه و محبت و توجه شون به بعضي افراد اصولا با «طلبكار اومدن از طرف مقابل» بيان مي شه! (مثل «چه عجب» گفتن طلبكارانه موقع ديدن يا شنيدن صداي كسي). طرفه اين كه خودشون فكر مي كنند روش شون خيلي براي طرف مقابل بايد خوشايند و جذاب باشه!!

برچسب‌ها: ,

پنجشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۳
مي شود/نمي شود؛ چون...
دليل تراشي:
  • قانوني نيست.
  • شرعي نيست.
  • اخلاقي نيست.
  • سالم نيست. (براي سلامتي تو/من مضر است)
  • ايمن نيست. (خطرناك است)
  • امن نيست. (خطرناك است)
  • فرصت براي انجام­اش نيست.
  • عملي نيست.

برچسب‌ها:

چهارشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۳
ژانر: شياد علمي


اينا كه كلي ادعا دارند و خودشون رو اين طرف و اون طرف با همون ادعاها به مردم قالب مي كنند، بعد وقتي سرچ شون مي كني جز تعدادي پروفايل در فيسبوك و لينكدين و پينترست چيز ديگه اي دستگيرت نمي شه، و آخر سر معلوم نمي شه اين بنده ي خدا اصلا چه كاره هست؟ كجا هست؟ چه مي كنه؟ تحصيلاتش چيه؟ و ...

(اينا يا مديريت استراتژيك خونده اند يا بازاريابي! يعني البته اين طور «ادعا» مي كنند)

برچسب‌ها: , , ,

ژانر: عشقِ آدم معروف ها

اينا كه شغل دوم شون عكس گرفتن با آدم معروف ها و سلبريتي ها و انتشار اون رو فيسبوك و اينستاگرام هست.


برچسب‌ها: ,

ژانر: بادمجان

اينا كه شغل دوم شون كامنت گذاشتن زير استتوس هاي نويسنده/مدرس/ روزنامه نگار معروف هاست با اين مضمون: "به به"، "عالي بود استاد"!


برچسب‌ها: ,

دوشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۳
ژانر: آدم خوب
کلاً اینا که همه چی رو «حمل بر صحت» می کنن!

برچسب‌ها: ,

سه‌شنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۹۳
وضع احساس رنج و کامیابی مردم دنیا



گالوپ امروز گزارشی از وضع احساس رنج و کامیابی مردم دنیا در سال 2013 منتشر کرده است. این گزارش برمبنای پیمایشی با حدود 133000 نفر در 135 کشور دنیا است. گالوپ شاخصی تحت عنوان «شاخص جهانی بهزیستی» ساخته که مرکب از مولفه های زیر است:

هدف: علاقه به کارهای روزانه و پیگیری اهداف
روابط اجتماعی: داشتن روابط حامیانه، مثبت و دوستانه در زندگی
وضع مالی: داشتن پول کافی برای مدیریت اقتصادی زندگی
محیط اجتماعی : دوست داشتن محل زندگی، احساس ایمنی و احساس مباهات به اجتماعی که در آن زندگی می کند، مشارکت اجتماعی
وضع جسمانی: داشتن وضع سلامت خوب و انرژی کافی برای انجام کارهای روزانه

در این گزارش پاسخگویان در این 5 مولفه و در شاخص نهایی بهزیستی که از ترکیب این 5 بعد ساخته شده به سه گروه کامیاب، در حال تقلا یا چالش، و در رنج تقسیم شده اند و نسبت افرادی که درهر یک از این سه دسته می گنجند در دنیا، در قاره ها و مناطق، و در کشورها گزارش شده است.

به طور خیلی خلاصه: نتایج نشان میدهد که قاره ی امریکا قاره ی خوشبخت ها است! یعنی درصد آدم هایی که در آن احساس کامیابی در بیشتر این ابعاد می کنند بیشتر از جاهای دیگر دنیا است. جالب این که این فقط مختص امریکای شمالی نیست، بلکه مردم کشورهای امریکای مرکزی و جنوبی هم در این شاخص ها وضعیت خوبی گزارش کرده اند. بدترین وضعیت را سوریه وافغانستان داشته اند و مثل همیشه قاره ی افریقا قاره ی سیاه.

در متن گزارش کامل این پیمایش، داده های ایران هم گزارش شده. یک-چهارم ایرانی ها ابراز کرده اند که از لحاظ مالی کامیاب یا در رفاه هستند. احساس کامیابی در مولفه ی اجتماعی، مالی در حد میانگین جهانی، از لحاظ سلامت جسمانی کمی بالاتر از میانگین جهانی است. در مولفه ی محیط اجتماعی کمتر از میانگین اجتماعی احساس کامیابی دارند و جالب تر از همه این که کمتر از میانگین جهانی احساس میکنند که به کارهای روزانه و پیگیری اهداف شان علاقه مند هستند! در مولفه ی «هدف» کم تر از هر چهار مولفه ی دیگر احساس کامیابی مشاهده می شود و تعداد افرادی که در این مولفه احساس در رنج بودن را گزارش کرده اند بیش از چهار مولفه ی دیگر است، یعنی این احساس کلا نیمی از افراد جامعه را دربرمیگیرد. به نظرم این یک جورهایی نشان دهنده ی احساس بی معنایی و هدف گم کرده گی و اغتشاش ارزشی جامعه ایرانی می تواند باشد و به این معنا باشد که شاید برخلاف خیلی از تحلیل ها آن چه بیش از همه اغلب افراد را در جامعه امروز ایران رنج می دهد، مشکلات مالی و مسایل بهداشت و سلامت و مسایل سیاسی و ... نیست، بلکه یک جور حس بی معنایی و بی انگیزگی است. این شاید حتی تبیین کننده ی بعضی داده های دیگر از جمله درصد بالای افرادی است که احساسات منفی را تجربه می کنند (چندی پیش در همین صفحه گزارشی از گالوپ را شر کردم که نشان میداد در سال 2013 ایرانیان دومین مردمانی هستند که بیشترین احساسات منفی را در دنیا گزارش کرده اند، حدود 50% از ایشان در پیمایش گالوپ اظهار کرده بودند که در روز قبل یکی از پنج احساس منفی (خشم، افسردگی، ....) را تجربه کرده اند)یک مقایسه ی ساده ی منطقه ای هم نشان می دهد که ایران در مولفه های مالی، روابط اجتماعی، محیط اجتماعی و هدفمندی وضعیتی مشابه میانگین منطقه MENA (خاورمیانه و شمال افریقا) دارد، در حالی که از لحاظ بهداشت و سلامت وضع بهتری از میانگین منطقه دارد.



برچسب‌ها:

چهارشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۳
ما ایرانیان ناخشنود
گزارشی که امروز گالوپ منتشر کرده حاصل پیمایشی است که در سال 2013 به صورت مصاحبه ی تلفنی و چهره به چهره در 138 کشور جهان اجرا کرده است (گالوپ نگفته این پیمایش در چه ماهی از سال 2013 اجرا شده). در این پیمایش از احساسات مثبت و منفی ای که مردم در روز قبل از پیمایش به میزان قابل ملاحظه ای تجربه کرده اند سوال کرده، و برای این دو دسته احساسات دو شاخص ساخته. احساسات منفی در این شاخص شامل خشم، اضطراب، غم، درد جسمانی و نگرانی بوده است. ایران رتبه ی دوم را در شاخص احساسات منفی و رتبه ی 93 را در احساسات مثبت به دست آورده. در متن گزارش ببینید ایران در احساسات منفی در کنار چه کشورهای آشفته ای قرار گرفته است...


نکته ی قابل ملاحظه در یافته های این پیماش و پیمایش های مشابه این است که اگرچه ایران در شاخص های عینی توسعه ای معمولا رتبه ای در میانه ی طیف دارد (معمولا در بین 160-200 کشور جهان یک رتبه ای حدود 80-100 به دست می آورد)، اما معمولا در شاخص هایی که احساسات ما را می سنجند، ایران در نقاط انتهایی رتبه بندی قرار می گیرد. این موضوعی کنجکاوی برانگیز است که نیاز به تبیین جامعه شناختی دارد.

همین جوری سردستی می شود یکی دو تا تبیین مفید و مختصر ارائه کرد:

یکی این که احتمالا ما کلا در روایت احساسات منفی مان اغراق می کنیم یا اساساً احساسات منفی را شدید تجربه می کنیم، و این به رغم شرایط عینی و واقعی است که داریم، مثلا وضعیت واقعی اقتصادی و توسعه ای که در آن قرار داریم. (کسی هست که شک داشته باشد ایران آخرین کشور در میان 138 کشور از لحاظ وضعیت اقتصادی و توسعه ای نیست!؟)


تبیین دیگر می تواند مبتنی بر احساس محرومیت نسبی باشد. ایرانیان به شدت احساس محرومیت نسبی می کنند. آن ها بی وقفه ایران را با کشورهای کاملا توسعه یافته ی دنیا مقایسه می کنند و انتظار دارند از همان امکانات برخوردار باشند! این هم البته خودش نیاز به تبیین دارد که الان حال ندارم بنویسم. اما به طور مختصر من آن را ناشی از روند توسعه و مدرنیزاسیون ایران پس از کشف نفت در ایران می دانم. پهلوی ها ایران را به مدد پول مفت نفت (نه رشد اقتصادی حاصل از کار و تحول صنعتی و پیش نیازهای فرهنگی آن) خیلی جلوتر از آن جایی بردند که کشورهای نزدیک به ایران (نزدیک از لحاظ فرهنگی و جغرافیایی و اصولا حوزه ی تمدنی) بودند. نفت و آن چه در پی آن وارد زندگی ایرانیان شد، مطالبات آن ها را به سرعت بسیار بالا برد. حالا ایرانی ها زندگی خودشان را با زندگی مردم در اروپا و امریکای شمالی مقایسه می کنند! یکی از نشانه های مشخص آن استفاده از عبارت «در همه جای دنیا» یا «در دنیا» به قصد مقایسه ی وضعیت ایران با کشورهای توسعه یافته است. مثلا گفته می شود: «در همه جای دنیا .... چنین است». در واقع در نزد بسیاری از ایرانیان، حتی روزنامه نگارها و فعالان سیاسی، اوضاع توسعه ای ایران (در همه زمینه ها اعم از اقتصادی، فرهنگی و سیاسی) به راحتی قابل قیاس با کشورهای صنعتی است، یا اصولا«دنیا» خلاصه شده در همین کشورها است! این بی شک مقایسه ی ناثوابی است، اما به خوبی سطح مطالبات را نشان می دهد و البته گفتن مداوم اش بر میزان مطالبات بیش از پیش می افزاید!


البته این تحلیل تاریخی ام نیاز به پخت و پز و صیقل دارد ولی لب کلام همین است.

برچسب‌ها: , ,

ژانر
این هایی که وسط بحث، کل قاعده های موضوع بحث و حتی قواعد بحث را بی وقفه زیر سؤال می برند و مرتب می گویند: «اصلا از کجا معلوم که ... این جوری باشه».
پرسیدن این سؤال رو تبدیل به قاعده کردن کار سختی نیست. من هم خیلی وقت ها این سؤال را می پرسم. اما واقعیت اش را بخواهید این ها آدم هایی اند که من ازشان می ترسم. دنیایی که همه چیز در آن نسبی است هر اتفاقی توش ممکن است بیفتد... سؤال هایی از این آدم ها دارم، اما....

برچسب‌ها: ,

سه‌شنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۳
مسئولیت
چه سخت است مسئولیت آدم هایی که افراد زیادی چشم و گوش به دهان شان دوخته اند. خطاهای تحلیلی شان، توصیه های ناصواب شان افراد زیاد و افراد تأثیرگذاری را می تواند ناخواسته به بیراهه و کج راهه بکشاند. 
پنجشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۳
حس خوشایند متقابل
دوست های نزدیکی نیستیم. یک آشنایی سلام و علیکی مال حدود 15 سال پیش. حالا مدتی است همدیگر را توی فیسبوک یافته ایم و گاهی مطالب هم را لایک می کنیم یا کامنت می گذاریم. کامنت های ساده ی گاه به گاه اش حس خوبی منتقل می کند. حرف هاش بوی یک قلب پاک، مهربان، بی ریا، بدون چاپلوسی و خودشیرینی را (که کم هم در کامنت های زنانه ی دوستانه رایح نیست) می دهد. این را برای اش می نویسم. تشکر می کند از این که ازش تعریف کرده ام و با همان سادگی اضافه می کند که خیلی وقت بوده کسی ازش تعریف نکرده بوده!
لبخند می زنم و احساس خیلی خوشایندی پیدا می کنم از این که تنها با نوشتن چند کلمه چنین حس خوبی به اش داده ام! نمی داند که همان قدر که او از شنیدن تمجید من دلخوش شده است، من از دریافت بازخورد و شنیدن دلخوشی او شارژ شده ام!




برچسب‌ها: