احساس پيچيده اي به آدم دست مي دهد وقتي همه ي آن چه را در توان داشته اي گذاشته اي، و بقيه به چشم يك ابله، شايد هم به چشم يك «الاغ» به ات نگاه مي كنند و ته دل شان به ات قاه قاه مي خندند!
در اين حال دو راه بيش تر نداري:
- رفتارت را تغيير بدهي تا بقيه ديگر به چشم يك الاغِ خوب سواري دهنده به ات نگاه نكنند.
- ايده ها و استانداردها و رفتارت را همچنان دوست داشته باشي، تغييرشان ندهي، و همان الاغي كه هستي بماني!
برچسبها: زندگی
نظر شما چيست؟
يك نگراني ام هم اين است كه يك زماني به باري به هر جهت بودن، به بي توجهي به استاندارد و كيفيت، عادت كنم و بشوم مثل همه آن هايي كه منتقدشان هستم الان...
به نظر من کسی که این تبدیل را نمی خواهد، راهی ندارد جز حداکثر پافشاری روی ارزشهایی که خود به آن باور دارد، و بی اعتنا به این که «آنها» رفتار او را چگونه تعبیر می کنند.
§ ـ غیر از موارد اضطراری که متأسفانه مصلحت رفتار دیگر را حکم می کند :)
ضمنا لینکت کردم تو بلاگم